رنج می برم و با خود ترس
نادانی را جایزه می دهند
و جماعتی کف میزنند
کفنم را نبرید سرباز خیانت
نفروشید من را
من همان درخت کهنه ای هستم که
در باد هنوز ایستاده است
تبر بر ریشه ام نزنید
ای نامردمان
هنوز هم نفسی دارم
تنه رنجورم را نسوزانید
تا چراغ آرزو های خود را بسازید
بروید بروید ای نامردمان بد
نادانی را جایزه می دهند
و جماعتی کف میزنند
کفنم را نبرید سرباز خیانت
نفروشید من را
من همان درخت کهنه ای هستم که
در باد هنوز ایستاده است
تبر بر ریشه ام نزنید
ای نامردمان
هنوز هم نفسی دارم
تنه رنجورم را نسوزانید
تا چراغ آرزو های خود را بسازید
بروید بروید ای نامردمان بد
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر